خانه ویکتور هوگو
در 26 فوریه 1802 خانه ای در خیابان صدوچهلم گراند در شهر بزانسون فرانسه شاهد تولد یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ یعنی ویکتور هوگو بود.
این خانه برخلاف دیگر خانه هایی که هوگو درآنها زیسته است، شبیه موزه یا بنای یادبود نیست. بلکه مکانی است به ظاهر مدرن برای به نمایش گذاردن اسناد و مدارکی که گواه تلاش های او برای زنده کردن حقوقی است که هوگو زمان زیادی برای احقاق آنها جنگید. طبقه همکف به نمایش چیزهایی اختصاص دارد که نوعی ادای دین مردم بزانسون به هوگو است. در طبقه اول نمایشگاهی دائمی از مدارکی است که به جای مانده از تلاشهای هوگو برای چهار موضوع اصلی است که برای به تحقق بخشیدن آنها تلاش نمود؛ آزادی بیان، حقوق و ارزشهای انسانی،حقوق کودکان و آزادی بشر.
آزادی بیان
متون به جای مانده، روزنامه ها و فیلم های ویدئویی که نشاندهنده تلاشهای هوگو برای گسترش آزادی بیان در فرانسه هستند در قسمتی از این طبقه جاسازی شدهاند.
از زمان چاپ نخستین نمایشنامهی هوگو، او مبارزهای همیشگی علیه سانسور آغاز کرد. و بارها و بارها مجلس فرانسه را با ایراد سخنرانی های کوبنده علیه سانسور و نوشتن مقالات در روزنامه ها تحت فشار گذاشت. تا اینکه در زمان جمهوری دوم به مدت بیست سال به جزیرهای تبعید شد. اما او مبارزاتش را با نوشتن مقالات و همکاری با روزنامه ها ادامه داد و بسیاری از این روزنامه ها و مقالات وی که در اندازه های بسیار کوچک هستند تا مخفی نگه داشتنشان میسر شود، در اینجا نگهداری میشوند. این مقالات که تحت عنوان گزارشات بدون مرز خوانده میشوند گواهی بر مبارزات او برای آزادی بیان اند. تمامی این گزارشات همراه با مقالات دیگری که طی آن سالها با همین مضمون به چاپ رسیده و همچنین کاریکاتورهایی که در قرن نوزدهم به چاپ رسیدهاند در این طبقه به نمایش گذارده شدهاند.
حقوق انسانی و مبارزه با فقر و بی عدالتی اجتماعی
از سال 1849 به بعد، هوگو در سخنرانی هایش مدام مجلس ملی را مورد خطاب قرار میداد و به طرفداری از حقوق و کرامت انسانی و مبارزه با فقر صحبت میکرد. و این اعتراضات به مدد کاراکترهای رمان بینوایان،شکل موثرتری به خود گرفت. اسناد اصلی این سخنرانی ها ومبارزات در موزه کومِت فرانسه نگهداری میشود. زندانهای سخت و مجازات مرگ هم جزئی از این مبارزات بودند.
حقوق کودکان
اتاق شاه نشین این خانه،اصیل ترین اتاق است چون کنده کاری های چوبی آن همانی است که از ابتدا وجود داشته است. و اینجا همان اتاق محل تولد ویکتور هوگوست. در این اتاق آثاری به جا مانده از کاغذ دیواری اتاق بچگی او وجود دارد که همراه با عکسهای از او و والدینش در معرض دید تماشاگران قرار دارد. و هم چنین اسباب بازی های کوچکی که از موزه کومته به امانت گرفته شده اند به همراه عروسکی که منسوب به عروسک کوزت می باشد در این اتاق نگهداری میشوند. هوگو از اولین شخصیت های مهمی بود که در مجلس فرانسه صحبت کرد و خواستار حقوق کودکان شد. و خواستار رفع کار اجباری برای کودکان بود. هم چنین برخورداری از حق تحصیل و مبارزه با فقر و بی عدالتی اجتماعی را در دستور کار خود قرار داد که این مباحثات در دستورکار یونیسف نیز نگهداری میشود.
آزادی بشر
تصاویری از بازگشت پیروزمندانه هوگو از تبعید در این قسمت از سالن خانه نگهداری میشود که یادآور آن روزهای درخشان است.در آوریل 1874 هوگو در خیابان 21 کلیشه پاریس ساکن شد و بسیاری از این عکسها و تصاویر تحت حفاظت موزه های پاریس است.
وقتی هوگو از تبعید رهایی یافت و به پاریس بازگشت. خانهاش تبدیل شد به محل ملاقات او با سران و شخصیت های برجسته سیاسی در جمهوری سوم. چیزهایی که در این قسمت وجود دارند عبارتند از اثاثیه ای که او در آپارتمان خود در پاریس داشت؛ نیمکت و صندلی و صندلی راحتی و یک مجسمه فیل برنزی و چلچراغی که از کریستال ساخته شده و در طبقه همکف نصب شده است.
ویکتور هوگو و بزانسون
هوگو تنها شش هفته ابتدایی عمر خود را در خانه بزانسون ساکن بود و بیشتر عمرش را در پاریس سپری کرد. مادر بزرگ پدریاش ساکن دول بود و او هیچ گاه به شهر محل تولدش بازنگشت.اما تعلق خاطر خود را نسبت به زادگاهش بزانسون در یکی از معروفترین شعرهایش نشان داده است. در مقابل هم بزانسون وفاداری اش را نسبت به مردی که سالها برای احقاق ارزشهای مهم انسانی وقت صرف کرد؛ ثابت کرد و شهرداری این شهر یکی از خیابانها را به نام هوگو نامگذاری نمود. هم چنین پلاکی مزین به نام هوگو بر سر در این خانه نصب نموده که در تاریخ 27 دسامبر 1880 از آن رونمایی شد.هوگو نیز در نامه ای که خطاب به مردم بزانسون نوشت از آنها تشکر و قدردانی نمود. در 1902 در سالروز تولد صد سالگی هوگو،دانش آموزان شهر،انجمن شاعران را در حضور نمایندگان شهری تاسیس کردند و میدان گرانول و مجسمهای همزمان با این رویداد ، افتتاح و پرده برداری شدند. در 1952 موزه هنرهای زیبا نمایشگاهی از تمبرهای چاپ شده در یادبود هوگو برپا نمود.
در سال 2002 مصادف با دویستمین سالروز تولدش، نخست وزیر وقت لیونل جوزفین به همراه چهره های مطرح ادب و فرهنگ این کشور از این خانه بازدید کرد. یکسال بعد از آن از مجسمه برنزی هوگو که توسط مجسمه سازی به نام اوسمان ساو ساخته شده بود در میدان منتهی به منزل او نصب گردید.
بازگرداندن داروخانه
حدود یک قرن پس از عزیمت هوگو به شهر نیس، داروخانه به خانه محل تولدش رجعت داده شد. این داروخانه توسط داروسازی به نام جوزف بَرَت کشف شده بود. و بالاخره نیز این داروخانه به خیابان صدو چهلم بزانسون برگردانده شد. و تاحد ممکن سعی شد که ترکیب اصلی داروخانه و نحوه چیدمان داروها به هم نخورد.
میشوند. بازی ای به نام مرگ. پسری به نام جان اسکو در دخمه ای که پاتوق او و سگش جکس است بازی نمایش گونه ایی به نام مرگ راه می اندازد و از هم کلاسی های نترس خود میخواهد که در آن شرکت کنند. هر کسی که قرعه به نام او می افتد باید بمیرد. در این میان بین هم کلاسی ها بحث بر سر این است که آنها واقعا مرگ را تجربه میکنند یا اینکه تنها ادا درمیآورند. اما پسر تازه واردی به نام کریستوفر مدعی است که واقعا مرگ را در این بازی تجربه میکند.
ک" مدام تغییر میکند. در ژلوزی تمام نورها را تجربه میکنیم؛ نور اول صبح، ته مانده نور غروب، تاریکی مطلق شبانه و صدای زیبای کائنات،زنجره ها، صدای بال زدن سوسک ها و پرندگانی که معلوم نیست دقیقا کجا پرواز میکنند. همه چیز در این رمان به نحو چشمگیری حس میشود. اوبژکتیو موجود در این رمان از نوع ساختگی و خنثی نیست. همه چیز از دوربینی دوطرفه دیده میشود و صرفا نمیتوان به مثابه سیاهه ای از اشیا به آن نگاه کرد.
برگزار میشود.




داستان و نقد و یادداشت های پراکنده